پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۵

جز بندگیم کاری از دست نمی آید

من بنده فرمانم، تا دوست چه فرماید؟

تو عمر من و وصلت آسایش عمر من

یارب! که رقیب تو از عمر نیاساید

ای گل، تو بحسن خود مغرور مشو چندین

کین خوبی ده روزه بسیار نمی پاید

تا چند جفاگاری، شوخی و دل افگاری؟

جایی که وفا باشد اینها بچه کار آید؟

در عشق هلالی را انکار کنند اما

این کار چو پیش آید افکار نمی شاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۷اگر نه از گل نو رسته بوی یار آید
  2. شمارهٔ ۱۵۸چه حاصل گر هزاران گل دمد یا صد بهار آید؟
  3. شمارهٔ ۱۵۹اگر چون تو سروی ز جایی برآید
  4. شمارهٔ ۱۶۰دلا، گر عاشقی، بنشین، که جانانت برون آید
  5. شمارهٔ ۱۶۱غمی، کز درد عشقت، بر دل ناشاد می‌آید
  6. شمارهٔ ۱۶۲دم آخر، که مرا عمر به سر می‌آید
  7. شمارهٔ ۱۶۳مه من با رقیبان جفااندیش می‌آید
  8. شمارهٔ ۱۶۴مرا، چون دیگران، یاد گل و گلشن نمی‌آید
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.