پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۲

گر کسی عاشق رخسار تو باشد چه کند؟

طالب دولت دیدار تو باشد چه کند؟

شوخی و بی خبر از درد گرفتاری دل

دردمندی که گرفتار تو باشد چه کند؟

چه غم از سینه ریش و دل افگار مرا؟

سینه ریشی که دل افگار تو باشد چه کند؟

قصد جان و دل یاران بود اندیشه تو

بیدلی کز دل و جان یار تو باشد چه کند؟

ای طبیب دل بیمار، بگو، بهر خدا

کان جگر خسته، که بیمار تو باشد چه کند؟

گوش بر گفته احباب توان کرد ولی

هر کرا گوش بگفتار تو باشد چه کند؟

می کند بی تو، هلالی، همه شب ناله زار

ناتوانی که دلش زار تو باشد چه کند؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۴چو لاله سینهٔ من کاش پاره‌پاره کنند!
  2. شمارهٔ ۱۴۵جای آنست که شاهان ز تو شرمنده شوند
  3. شمارهٔ ۱۴۶دودی، که دوش بر سر کویت بلند بود
  4. شمارهٔ ۱۴۷شیرین دهنا، این همه شیرین نتوان بود
  5. شمارهٔ ۱۴۸دی به راهم دیدن و آنگاه نادیدن چه بود؟
  6. شمارهٔ ۱۴۹با من اول آن همه رسم وفاداری چه بود؟
  7. شمارهٔ ۱۵۰کاکل ز چه بگذاشته ای تا کمر خود؟
  8. شمارهٔ ۱۵۱یار اگر مرهم داغ دل محزون نشود
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.