پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۰

چو ترک من هوس مجلس شراب کند

هزار عاشق دل خسته را کباب کند

خراب چون نشوم از کرشمهای کسی

که در کرشمه اول جهان خراب کند؟

شدم ز حسرت او در نقاب خاک و هنوز

بخاک من چو رسد روی در نقاب کند

چه طالعست که ناگاه بر سرم روزی

اگر فرشته رحمت رسد عذاب کند؟

تپیدن دل من روز هجر دانی چیست؟

برای دیدن روی تو اضطراب کند

ز خواب چشم گشایی و فتنه انگیزی

تو آفتی، نگذاری که فتنه خواب کند

نمود وعده دیدار و دیدمش در خواب

نگویمش، که مبادا بآن حساب کند

چو سایه روی هلالی بخاک یکسان باد

اگر ز سایه تو رو بآفتاب کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۲گر کسی عاشق رخسار تو باشد چه کند؟
  2. شمارهٔ ۱۴۳خوبرویان، چون بشوخی قصد مرغ دل کنند
  3. شمارهٔ ۱۴۴چو لاله سینهٔ من کاش پاره‌پاره کنند!
  4. شمارهٔ ۱۴۵جای آنست که شاهان ز تو شرمنده شوند
  5. شمارهٔ ۱۴۶دودی، که دوش بر سر کویت بلند بود
  6. شمارهٔ ۱۴۷شیرین دهنا، این همه شیرین نتوان بود
  7. شمارهٔ ۱۴۸دی به راهم دیدن و آنگاه نادیدن چه بود؟
  8. شمارهٔ ۱۴۹با من اول آن همه رسم وفاداری چه بود؟
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.