پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹

رند لب تشنه چرا جام شرابی نزند؟

چون کسی بر جگر سوخته آبی نزند

هر که خواهد که دمی جام کشد، همچو حباب

خیمه عشق چرا بر سر آبی نزند؟

شهر ویران کنم از اشک خود، ای گنج مراد

تا دم از عشق تو هر خانه خرابی نزند

با همه مشک فشانی نتواند سنبل

که خم زلف ترا بیند و تابی نزند

یار بد خوست، هلالی، طمع خام مکن

با حذر باش، که شمشیر عتابی نزند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۱هرگز آن شوخ بما غیر نگاهی نکند
  2. شمارهٔ ۱۴۲گر کسی عاشق رخسار تو باشد چه کند؟
  3. شمارهٔ ۱۴۳خوبرویان، چون بشوخی قصد مرغ دل کنند
  4. شمارهٔ ۱۴۴چو لاله سینهٔ من کاش پاره‌پاره کنند!
  5. شمارهٔ ۱۴۵جای آنست که شاهان ز تو شرمنده شوند
  6. شمارهٔ ۱۴۶دودی، که دوش بر سر کویت بلند بود
  7. شمارهٔ ۱۴۷شیرین دهنا، این همه شیرین نتوان بود
  8. شمارهٔ ۱۴۸دی به راهم دیدن و آنگاه نادیدن چه بود؟
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.