پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸

عاشقان، هر چند مشتاق جمال دلبرند

دلبران بر عاشقان از عاشقان عاشق‌ترند

عشق می‌نازد به حسن و حسن می‌نازد به عشق

آری، آری، این دو معنی عاشق یکدیگرند

در گلستان گر به پای بلبلان خاری خلد

نو عروسان چمن صد جامه بر تن می‌درند

جان شیرین با لبت آمیخت، گویا، در ازل

گوهر جان من و لعل تو از یک گوهرند

ای رقیب، از منع ما بگذر، که جانبازان عشق

از سر جان بگذرند، اما ز جانان نگذرند

مردم و رحمی ندیدم زین بتان سنگدل

من نمی‌دانم مسلمانند، یا خود کافرند؟

با تن لاغر، هلالی، از غم خوبان منال

تن اگر بگداخت، باکی نیست، جان می‌پرورند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۰چو ترک من هوس مجلس شراب کند
  2. شمارهٔ ۱۴۱هرگز آن شوخ بما غیر نگاهی نکند
  3. شمارهٔ ۱۴۲گر کسی عاشق رخسار تو باشد چه کند؟
  4. شمارهٔ ۱۴۳خوبرویان، چون بشوخی قصد مرغ دل کنند
  5. شمارهٔ ۱۴۴چو لاله سینهٔ من کاش پاره‌پاره کنند!
  6. شمارهٔ ۱۴۵جای آنست که شاهان ز تو شرمنده شوند
  7. شمارهٔ ۱۴۶دودی، که دوش بر سر کویت بلند بود
  8. شمارهٔ ۱۴۷شیرین دهنا، این همه شیرین نتوان بود
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.