پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۷

بس که خلقی سخن عاشقی من کردند

دوست را با من دل سوخته دشمن کردند

سوختم ز آتش این چرب زبانان، چون شمع

سوز پنهان مرا بر همه روشن کردند

بعد ازین دست من و دامن این سنگدلان

که بآهنگ جفا سنگ بدامن کردند

برضا کوش، هلالی و ز قسمت مخروش

هر کرا هر چه نصیبست معین کردند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۹رند لب تشنه چرا جام شرابی نزند؟
  2. شمارهٔ ۱۴۰چو ترک من هوس مجلس شراب کند
  3. شمارهٔ ۱۴۱هرگز آن شوخ بما غیر نگاهی نکند
  4. شمارهٔ ۱۴۲گر کسی عاشق رخسار تو باشد چه کند؟
  5. شمارهٔ ۱۴۳خوبرویان، چون بشوخی قصد مرغ دل کنند
  6. شمارهٔ ۱۴۴چو لاله سینهٔ من کاش پاره‌پاره کنند!
  7. شمارهٔ ۱۴۵جای آنست که شاهان ز تو شرمنده شوند
  8. شمارهٔ ۱۴۶دودی، که دوش بر سر کویت بلند بود
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.