پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶

پیش از روزی، که خاک قالبم گل ساختند

بهر سلطان خیالت کشور دل ساختند

صد هزاران آفرین بر کلک نقاشان صنع

کز گل و آب این چنین شکل و شمایل ساختند

خوبرویان را جفا دادند و استغنا و ناز

بر گرفتاران، بغایت، کار مشکل ساختند

کار ما این بود کز خوبان نگه داریم دل

عاقبت ما را ز کار خویش غافل ساختند

آه! ازین حسرت که: هر جا خواستم بینم رخش

پیش چشم من هزاران پرده حایل ساختند

هر کجا رفتند خوبان، به شد از باغ بهشت

خاصه آن جایی که روزی چند منزل ساختند

می تپم، نی مرده و نی زنده، بر خاک درش

همچو آن مرغی، که او را نیم بسمل ساختند

منظر عیش هلالی از فلک بگذشته بود

خیل اندوه تو با خاکش مقابل ساختند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸عاشقان، هر چند مشتاق جمال دلبرند
  2. شمارهٔ ۱۳۹رند لب تشنه چرا جام شرابی نزند؟
  3. شمارهٔ ۱۴۰چو ترک من هوس مجلس شراب کند
  4. شمارهٔ ۱۴۱هرگز آن شوخ بما غیر نگاهی نکند
  5. شمارهٔ ۱۴۲گر کسی عاشق رخسار تو باشد چه کند؟
  6. شمارهٔ ۱۴۳خوبرویان، چون بشوخی قصد مرغ دل کنند
  7. شمارهٔ ۱۴۴چو لاله سینهٔ من کاش پاره‌پاره کنند!
  8. شمارهٔ ۱۴۵جای آنست که شاهان ز تو شرمنده شوند
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.