پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۸

همه لذت، همه شهوت، همگی رد شده ای

پیش ازین نیک بدی، خواجه، ولی بد شده ای

چه فتادت که درین چاه بلا افتادی؟

آدمی زاده ای، اما بصفت دد شده ای

پیش ازین ساده و صافی بدی، اکنون شیخی

که بدین رقعه خیالات مشعبد شده ای

غالبا گر صفت عشق ترا همراهست

همه بر زر زده ای، جمله مزرد شده ای

پیش ازین شربت شیرین مهنا بودی

این زمان تیغ جگر سوز مهند شده ای

هیچ شک نیست که ناگه بوصالش برسی

چون تو از هر دو جهان پاک و مجرد شده ای

قاسمی، عشق طلب از حق و سرمستان باش

چونکه در قاعده عشق مسرمد شده ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۰خطاب «لن ترانی » چیست؟ یعنی
  2. شمارهٔ ۶۰۱«هدی للمتقین » گفتند: یعنی
  3. شمارهٔ ۶۰۲هر لحظه مرا میرسد انوار تجلی
  4. شمارهٔ ۶۰۳به جان تو، که خمارم به غایت، ای چلبی
  5. شمارهٔ ۶۰۴دل ز من برداشت یار مهربان، واحسرتی
  6. شمارهٔ ۶۰۵با یاد خدا باش به هر جای که هستی
  7. شمارهٔ ۶۰۶چو با تست مقصود، هرجا که هستی
  8. شمارهٔ ۶۰۷چه ذوق نیستی یابی؟ که هستی
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.