پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۷

تا گرد ماه‌، سنبل مشکین نهاده‌ای

بس داغ‌ها که بر دل مسکین نهاده‌ای

بر عارض تو زلف سمن سا چه حکمت است؟

یعنی به‌جنب فاتحه آمین نهاده‌ای

از بهر غارت دل و دین شکستگان

بر سیم تر کلاله زرین نهاده‌ای

کحلی‌ست نوربخش خیال جمال تو

در پرده‌های چشم خدا‌بین نهاده‌ای

جان‌ها حیات یافت ز حسن کلام تو

در زیر لب چه شیوه شیرین نهاده‌ای

آن جان نازنین تو بر روی دل‌فروز

طغرای مشک بر گل و نسرین نهاده‌ای

فریاد جان قاسمی از آسمان گذشت

زین جورها که پیشه و آیین نهاده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۹این شناسی که: از آن شهر و دیار آمده ای
  2. شمارهٔ ۶۰۰خطاب «لن ترانی » چیست؟ یعنی
  3. شمارهٔ ۶۰۱«هدی للمتقین » گفتند: یعنی
  4. شمارهٔ ۶۰۲هر لحظه مرا میرسد انوار تجلی
  5. شمارهٔ ۶۰۳به جان تو، که خمارم به غایت، ای چلبی
  6. شمارهٔ ۶۰۴دل ز من برداشت یار مهربان، واحسرتی
  7. شمارهٔ ۶۰۵با یاد خدا باش به هر جای که هستی
  8. شمارهٔ ۶۰۶چو با تست مقصود، هرجا که هستی
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.