پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۶

آیینه تیره شد، ز چه تیره است آینه؟

چون رو به روی دوست ندارد هرآینه

مرآت دل به مصقله ذکر پاک کن

تا روی دوست را بنماید معاینه

«جَفُّ القَلَم بِما هو کاین» تمام شد

تفصیل یافت صورت اجمال کاینه

دوشینه شب که اول شب بود و عید بود

آن غازی من آمد «یاریم سراینه»

کردم سلام گرم و زدم بوسه بر رکاب

«هیچ التفات قلمادی اول شه گداینه»

هرکس ز کوه «کون» صدایی شنیده‌اند

آواز یار غار شنیدم «صداینه»

خوشدل شدم ز مغلطهٔ آن مرادِ دل

جانم نجات یافت ز هجران باینه

می‌خواستم به کوی تو آیم به پای‌بوس

ره نیک دور بود و مرا زور پای نه

گفتم که: قاسمی به جمال تو یافت راه

در خنده رفت یار گرامی که:«های نه»

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۸همه لذت، همه شهوت، همگی رد شده ای
  2. شمارهٔ ۵۹۹این شناسی که: از آن شهر و دیار آمده ای
  3. شمارهٔ ۶۰۰خطاب «لن ترانی » چیست؟ یعنی
  4. شمارهٔ ۶۰۱«هدی للمتقین » گفتند: یعنی
  5. شمارهٔ ۶۰۲هر لحظه مرا میرسد انوار تجلی
  6. شمارهٔ ۶۰۳به جان تو، که خمارم به غایت، ای چلبی
  7. شمارهٔ ۶۰۴دل ز من برداشت یار مهربان، واحسرتی
  8. شمارهٔ ۶۰۵با یاد خدا باش به هر جای که هستی
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.