پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۰

خطاب «لن ترانی » چیست؟ یعنی

که مولی را نبیند غیر مولی

حقیقت گر تنزل کرد در عشق

بصورت ملتبس شد حرف معنی

بصورت گر ز معنی باز مانی

بتره داده باشی من و سلوی

«علی الله » از حجاب ملک صورت

تبرا از سجود لات و عزی

اسیر درد تو شیرین و خسرو

غلام عشق تو مجنون و لیلی

سراسر غرق دریای حیاتست

ز انوار تجلی جان موسی

بجان قاسمی کز نور قاسم

ندارد هیچ حاصل چشم اعمی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۲هر لحظه مرا میرسد انوار تجلی
  2. شمارهٔ ۶۰۳به جان تو، که خمارم به غایت، ای چلبی
  3. شمارهٔ ۶۰۴دل ز من برداشت یار مهربان، واحسرتی
  4. شمارهٔ ۶۰۵با یاد خدا باش به هر جای که هستی
  5. شمارهٔ ۶۰۶چو با تست مقصود، هرجا که هستی
  6. شمارهٔ ۶۰۷چه ذوق نیستی یابی؟ که هستی
  7. شمارهٔ ۶۰۸السلام علیک، یا سندی
  8. شمارهٔ ۶۰۹ای دل عشاق را بروی تو شادی
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.