پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۳

پر گشت جهان از می گل رنگ مغانه

امروز می آرید، میآرید بهانه

در مدرسه عشق تو ما مست خرابیم

در بحث قدیمیم و حدیث حدثان نه

هر دل که توجه بتو دارد، بهمه حال

جان را برهانید ز وسواس زمانه

گر جرم و خطا عفو کنی، آن کرم تست

از تو کرم آید همه، ای شاه یگانه

ما رو بتو داریم، بهر حال که هستیم

گر مسجد و می خانه و گر دیر مغانه

مقصد همه عشقست وگر نی بجز از عشق

هرچیز که باشد همه افسون و فسانه

صیاد ازل ناوک تقدیر چو انداخت

مقصود دل ماست، که دل بود نشانه

خوش می روی؟ ای دوست خرامان بخرابات

با سرمه زیبایی و کاکل زده شانه

هرکس بهواییست درین کوی و مرادی

قاسم بمی و شاهد و با چنگ و چغانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۵می کشد آن حبیب فرزانه
  2. شمارهٔ ۵۹۶آیینه تیره شد، ز چه تیره است آینه؟
  3. شمارهٔ ۵۹۷تا گرد ماه‌، سنبل مشکین نهاده‌ای
  4. شمارهٔ ۵۹۸همه لذت، همه شهوت، همگی رد شده ای
  5. شمارهٔ ۵۹۹این شناسی که: از آن شهر و دیار آمده ای
  6. شمارهٔ ۶۰۰خطاب «لن ترانی » چیست؟ یعنی
  7. شمارهٔ ۶۰۱«هدی للمتقین » گفتند: یعنی
  8. شمارهٔ ۶۰۲هر لحظه مرا میرسد انوار تجلی
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.