پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۰

بجانان زنده ام، الحمدلله

ز مستی مرده ام، الحمدلله

ز فضل و رحمت توفیق یزدان

بدو ره برده ام، الحمدلله

ز جام مصطفی، شرب الهی

مصفا خورده ام، الحمدلله

تولایم بمحبوبست و از خود

تبرا کرده ام، الحمدلله

درخت وصل را در باغ جانان

ببار آورده ام، الحمدلله

ندارم پرده از معشوق، با خلق

اگر در پرده ام، الحمدلله

ز قاسم پرده ای در پیش دل بود

فنا شد پرده ام، الحمدلله

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۲بیا ای ماه کنعانی، بیا ای شاه فرزانه
  2. شمارهٔ ۵۹۳پر گشت جهان از می گل رنگ مغانه
  3. شمارهٔ ۵۹۴مرآت دل شکستی، ای گنج جاودانه
  4. شمارهٔ ۵۹۵می کشد آن حبیب فرزانه
  5. شمارهٔ ۵۹۶آیینه تیره شد، ز چه تیره است آینه؟
  6. شمارهٔ ۵۹۷تا گرد ماه‌، سنبل مشکین نهاده‌ای
  7. شمارهٔ ۵۹۸همه لذت، همه شهوت، همگی رد شده ای
  8. شمارهٔ ۵۹۹این شناسی که: از آن شهر و دیار آمده ای
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.