پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۶

گفت: نور آسمانست و زمین

وصف حق را رحمة للعالمین

این روایت را که داند؟ راهرو

وین هدایت را که بیند؟ راه بین

گرنه ای محجوب، استعجاب چیست؟

نور حق بین در مکان و در مکین

کی بدی ادراک در سمع و بصر؟

گر نبودی نور حق در ما و طین؟

بر نیفشاند کسی دستی بوجد

تا نیاید دست او در آستین

گر نبودی نور حق در آب و خاک

صورت معنی نبودی مستبین

در حقیقت مبدء ومرجع تویی

«یا الهی،انت خیرالوارثین »

چون مهینی قیمت خود را بدان

«خالق الانسان من ماء مهین »

جان قاسم زنده از عشق تو شد

«یا غیاثی، انت رب العالمین »

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۸منت خدای را، که در اطوار ما و طین
  2. شمارهٔ ۵۵۹هله! ای ساقی جانها، بده آن باده رنگین
  3. شمارهٔ ۵۶۰ای دل و جانت بهواها گرو
  4. شمارهٔ ۵۶۱باده کهنه گیر و شیشه نو
  5. شمارهٔ ۵۶۲ای ساقی جان بخش ما،یک لحظه ما را بازجو
  6. شمارهٔ ۵۶۳تو محیطی و دیگران همه جو
  7. شمارهٔ ۵۶۴چه شنیدی که دل از دست بدادی،تو عمو؟
  8. شمارهٔ ۵۶۵زان نکهت مشکین،که همی آید از آن سو
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.