پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۷

ما داغ آرزوی تو داریم بر جبین

ما در هوای عشق تو داریم عقل و دین

هرجا که هست بنده عشقیم، لایزال

دل را نگاه دار، تو ای شاه راستین

ما را پناه بخش باین عشق چاره ساز

یا رب بحق حرمت مردان راهبین

بی عشق نیست جمله ذرات کاینات

هرجا که هست شیوه عشقست در کمین

در ظل عشق باش، بهرجا که می روی

از عشق وا ممان، که ضلالی بود مبین

ما بوده ایم اهل مناجات را امان

ما بوده ایم اهل خرابات را امین

هرجا که بوده ایم همه فاش دیده ایم

عکس جمال روی تو در لعبتان چین

آنجا که آفتاب جمال تو شعله زد

ما را بپیش روی تو روییست بر زمین

آخر ز روی لطف نظر کن بحال ما

قاسم ز خرمن تو گداییست خوشه چین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۹هله! ای ساقی جانها، بده آن باده رنگین
  2. شمارهٔ ۵۶۰ای دل و جانت بهواها گرو
  3. شمارهٔ ۵۶۱باده کهنه گیر و شیشه نو
  4. شمارهٔ ۵۶۲ای ساقی جان بخش ما،یک لحظه ما را بازجو
  5. شمارهٔ ۵۶۳تو محیطی و دیگران همه جو
  6. شمارهٔ ۵۶۴چه شنیدی که دل از دست بدادی،تو عمو؟
  7. شمارهٔ ۵۶۵زان نکهت مشکین،که همی آید از آن سو
  8. شمارهٔ ۵۶۶«ستر الله علینا» چه علالاست درین کو؟
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.