پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۳

تو محیطی و دیگران همه جو

همه را روبتست، از همه رو

تا سر مویی از تو برجایست

نبری ره بدوست، یکسر مو

با همه همدمی و هم نفسی

همه جویان که : دوست کو، کو، کو؟

جمله در جمله است فی الجمله

همه را گر بجویی، از همه جو

نیل مقصود در فنا آمد

سر بنه، جان بنه، بهانه مجو

گر تو غواص بحر تحقیقی

در بدریا طلب،مجو از جو

گر تو بیمار عشق جانانی

قاسمی، « لاطبیب الا هو »

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۵زان نکهت مشکین،که همی آید از آن سو
  2. شمارهٔ ۵۶۶«ستر الله علینا» چه علالاست درین کو؟
  3. شمارهٔ ۵۶۷دل شوریده را تمنا تو
  4. شمارهٔ ۵۶۸ای دل، اگر تو عاشقی، با عاشقان هم‌خانه شو
  5. شمارهٔ ۵۶۹از لعل یار اگر شکری یافتی بگو
  6. شمارهٔ ۵۷۰پیش ما قصه جام و جم و جمشید مگو
  7. شمارهٔ ۵۷۱«الا یاایهاالساقی »، مرا جام مصفا ده
  8. شمارهٔ ۵۷۲«کان الله » گفت و «کان الله له »
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.