پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۹

از لعل یار اگر شکری یافتی بگو

از سر کار اگر خبری یافتی بگو

ما طالبان پیر مغانیم در طریق

از پیر ما اگر نظری یافتی بگو

در راه بال و پر دهد آن شه ببندگان

در راه عشق بال و پری یافتی بگو

عشقست کیمیای سعادت درین طریق

زان کیمیا اگر قدری یافتی بگو

دلها در انتظار و روانهاامیدوار

در باغ جان اگر ثمری یافتی بگو

بر آستان اهل دلان می روی مدام

بر آسمان دل قمری یافتی بگو

قاسم، شناوری تو درین بحر بی کران

از قعر بحر جان گهری یافتی بگو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۱«الا یاایهاالساقی »، مرا جام مصفا ده
  2. شمارهٔ ۵۷۲«کان الله » گفت و «کان الله له »
  3. شمارهٔ ۵۷۳ای آفتاب روی تو را پرده‌دار ماه
  4. شمارهٔ ۵۷۴بر بی‌دلان گذشت و نکرد این طرف نگاه
  5. شمارهٔ ۵۷۵پیش از بنای مدرسه و رسم خانقاه
  6. شمارهٔ ۵۷۶«عز من قائل » چه گفت اله؟
  7. شمارهٔ ۵۷۷گم کرده‌ایم راه و ندانیم پیشگاه
  8. شمارهٔ ۵۷۸مرا یاریست، اندر گاه و بیگاه
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.