پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۶

«عز من قائل » چه گفت اله؟

«قوله: لا اله الا الله »

گفت: در کون کاینا ما کان

همه بر وحدت منند گواه

«لا» چه باشد؟ نهنگ بحر محیط

چیست «الا»؟ جمال عزت و جاه

«لا» و «الا» چو جمع شد با هم

شد عیان سر مولی و مولاه

هله! ای عشق، جرعه ای دیگر

که جهان را بتست پشت و پناه

همه مستان تو، عقول و نفوس

همه حیران تو، سپید و سیاه

قاسمی را بلطف خود بنواز

«اعتمادی علیک، یا مثواه »!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۸مرا یاریست، اندر گاه و بیگاه
  2. شمارهٔ ۵۷۹در میان همه خوبان بت ما از همه به
  3. شمارهٔ ۵۸۰آتش عشق تو شوری در جهان انداخته
  4. شمارهٔ ۵۸۱ای آتش سودای تو در کن فکان انداخته
  5. شمارهٔ ۵۸۲ای خیالت عقل کل را در گمان انداخته
  6. شمارهٔ ۵۸۳ای کمالت نعت عزت در جهان انداخته
  7. شمارهٔ ۵۸۴روی مه را جلوه دادی، زلف میگون تاب ده
  8. شمارهٔ ۵۸۵ای کوس کبریای تو در لامکان زده
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.