پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۰

آتش عشق تو شوری در جهان انداخته

رهروان را جمله از کام و زبان انداخته

در میان عاشقان لاابالی آمده

عشق تو رمزی بطرزی در میان انداخته

تیغ زهرآلود قهرت عالمی برهم زده

عاشقان را در بلای بی امان انداخته

بوی تو بگذشته از افلاک و انجم در زمان

غلغلی از عشق در کروبیان انداخته

نام تو بشنیده جانها، پس کلاه شوق را

هر زمانی از زمین بر آسمان انداخته

از برای سکه تلوین معنی جاودان

زنگیان را در میان رومیان انداخته

لطف جاوید تو دایم جان ما افروخته

قاسمی را در میان عاشقان انداخته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۲ای خیالت عقل کل را در گمان انداخته
  2. شمارهٔ ۵۸۳ای کمالت نعت عزت در جهان انداخته
  3. شمارهٔ ۵۸۴روی مه را جلوه دادی، زلف میگون تاب ده
  4. شمارهٔ ۵۸۵ای کوس کبریای تو در لامکان زده
  5. شمارهٔ ۵۸۶هله!ای ساقی جانها، قدح باده بمن ده
  6. شمارهٔ ۵۸۷ساقیا، عذر مگو، باده به سرمستان ده
  7. شمارهٔ ۵۸۸گرم از طالع فرخ رخ جانان شود دیده
  8. شمارهٔ ۵۸۹گر تو از مستان عشقی در وله
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.