پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۶

هله!ای ساقی جانها، قدح باده بمن ده

شیوه عشق نگه دار و حسن را بحسن ده

گر تو خواهی که فغان از دل ذرات برآید

شمع رخساره برافروز و سر زلف شکن ده

یک زمانی خبری گوی از آن شاهد جانها

صفت در گهربار بدریای عدن ده

هرکسی را ز شرابات مصفا قدحی بخش

چونکه نوبت بمن آید قدح دردی دن ده

سخنی گوی از آن یار دل افروز بعاشق

خبر باد بهاری بگلستان و چمن ده

می کمیاب بمن ده قدح ناب بمن ده

گل سیراب بمن ده خبر بت بشمن ده

قاسم از عشق تو مستست و در آن رو شده حیران

زلف از چهره برانداز و جهانی بفتن ده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۸گرم از طالع فرخ رخ جانان شود دیده
  2. شمارهٔ ۵۸۹گر تو از مستان عشقی در وله
  3. شمارهٔ ۵۹۰بجانان زنده ام، الحمدلله
  4. شمارهٔ ۵۹۱از مسجد و میخانه، وز کعبه و بتخانه
  5. شمارهٔ ۵۹۲بیا ای ماه کنعانی، بیا ای شاه فرزانه
  6. شمارهٔ ۵۹۳پر گشت جهان از می گل رنگ مغانه
  7. شمارهٔ ۵۹۴مرآت دل شکستی، ای گنج جاودانه
  8. شمارهٔ ۵۹۵می کشد آن حبیب فرزانه
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.