پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۴

روی مه را جلوه دادی، زلف میگون تاب ده

گلبن جان مرا از جوی وصلت آب ده

گر تو مرد آشنایی وقت را فرصت شمار

باده بستان، اختر تزویر را پرتاب ده

توبه کردن در حقیقت بازگشت دل بود

گر یقین همراه داری دل بدان تواب ده

عاقلان را بر سریر حرمت و عزت نشان

عاشقان را در صبوحی باده های ناب ده

سیل عشق آمد خروشان، دم مزن، هشیار باش

هر تعلق را، که پیش آید، بدان سیلاب ده

گر همی خواهی که در خوابش ببینی ناگهان

دل بدو تسلیم کن، پس دیده را با خواب ده

هرکسی را نام ده در خورد او، ای قاسمی

نام عشق لاابالی «اعجب العجاب » ده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۶هله!ای ساقی جانها، قدح باده بمن ده
  2. شمارهٔ ۵۸۷ساقیا، عذر مگو، باده به سرمستان ده
  3. شمارهٔ ۵۸۸گرم از طالع فرخ رخ جانان شود دیده
  4. شمارهٔ ۵۸۹گر تو از مستان عشقی در وله
  5. شمارهٔ ۵۹۰بجانان زنده ام، الحمدلله
  6. شمارهٔ ۵۹۱از مسجد و میخانه، وز کعبه و بتخانه
  7. شمارهٔ ۵۹۲بیا ای ماه کنعانی، بیا ای شاه فرزانه
  8. شمارهٔ ۵۹۳پر گشت جهان از می گل رنگ مغانه
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.