پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۴

جعل را چند ازین تحسین و تمکین؟

جعل اماره راهست و بد دین

جعل را گفتم: از سرگین گذر کن

بساتینست در صحن بساتین

جعل گفتا که: چون سرگین ببویم

مرا خوشتر ز تشمیم ریاحین

چنانم بوی سرگین تازه دارد

که شبنم در سحر بر برگ نسرین

جعل خود راست می گوید، چه گویم؟

که خود اصلش ز سرگینست و چامین

جعل در اصل خودضالست اما

ندارد آدمی این رسم و آیین

جعل گر آدمی بودی نبودی

ز طبع خویشتن در سجن سجین

جعل در اصل ذاتش کور بهتر

که کوری بهتر است از چشم کژبین

ریز، ای ساقی جان، بهر قاسم

شراب ارغوان در جام زرین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۶گفت: نور آسمانست و زمین
  2. شمارهٔ ۵۵۷ما داغ آرزوی تو داریم بر جبین
  3. شمارهٔ ۵۵۸منت خدای را، که در اطوار ما و طین
  4. شمارهٔ ۵۵۹هله! ای ساقی جانها، بده آن باده رنگین
  5. شمارهٔ ۵۶۰ای دل و جانت بهواها گرو
  6. شمارهٔ ۵۶۱باده کهنه گیر و شیشه نو
  7. شمارهٔ ۵۶۲ای ساقی جان بخش ما،یک لحظه ما را بازجو
  8. شمارهٔ ۵۶۳تو محیطی و دیگران همه جو
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.