پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۲

بجان آمد ز هجران جان مسکین

«اغثنی یاغیاث المستغیثین »

مکن تعبیر مستان طریقت

اگر شب شب روند از فرط تلوین

بصحرا دزد و در خانه برادر

بدان از ماجرای ابن یامین

اگر زلفین مشکین برفشاند

نماند کافری در چین و ماچین

تو باغ جان عاشق را ندیدی

بساتینست در صحن بساتین

شراب عاشقان از درد دردست

نه خمرارغوان، نی جام زرین

مراد از شاهد جان نور معنیست

چه جای لعبتان خطه چین؟

خوش آید زخم تیغش بر دل و جان

چو باد صبح دم بر برگ نسرین

ز هجران جان قاسم را نگه دار

بحق حرمت طاها و یاسین!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۴جعل را چند ازین تحسین و تمکین؟
  2. شمارهٔ ۵۵۵«حمدلله » گفت رب العالمین
  3. شمارهٔ ۵۵۶گفت: نور آسمانست و زمین
  4. شمارهٔ ۵۵۷ما داغ آرزوی تو داریم بر جبین
  5. شمارهٔ ۵۵۸منت خدای را، که در اطوار ما و طین
  6. شمارهٔ ۵۵۹هله! ای ساقی جانها، بده آن باده رنگین
  7. شمارهٔ ۵۶۰ای دل و جانت بهواها گرو
  8. شمارهٔ ۵۶۱باده کهنه گیر و شیشه نو
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.