پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۰

فتنه در خواب قیامت خفته بود

چشم بیدار تو خوابش در ربود

تا چو گل از پرده بیرون آمدی

در گلستان عام شد بانگ سرود

بر سر بازار جان مست آمدی

مست حیرت ماند جانها در شهود

آب رحمت ریختی در جام ما

تابهر جانب برآمد بانگ رود

آفتاب عالم آرا جلوه کرد

منبسط شد در جهان ظل ودود

شور و غوغا عام شد در کاینات

تا نقاب از چهره معنی گشود

گر خطایی رفت بازآ از کرم

قاسمی باز آمدست از هرچه بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۲کسی که شیوه حکمت گرفت گوی ربود
  2. شمارهٔ ۳۲۳«یحبه و یحبونم » چنین فرمود:
  3. شمارهٔ ۳۲۴این عشق و مودت اثر لطف خدا بود
  4. شمارهٔ ۳۲۵گیسوی تو هر چند کمندی زبلا بود
  5. شمارهٔ ۳۲۶روی زیبای تو چون شمع صفا خواهد بود
  6. شمارهٔ ۳۲۷مقام ما بسر کوی یار خواهد بود
  7. شمارهٔ ۳۲۸تا جهاندار، جهاندار جهان خواهد بود
  8. شمارهٔ ۳۲۹هرکجا می گذرد دوست، فغان خواهد بود
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.