پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۶

روی زیبای تو چون شمع صفا خواهد بود

دل آشفته ما مست بلا خواهد بود

دارد امید دل من بخداوند کریم

هر بلایی که رسد عین عطا خواهد بود

هر گروهی بسبیلی بخداوند روند

راه ما شیوه تسلیم و فنا خواهد بود

در قیامت که سر از خاک لحد برداریم

دل شوریده ما مست لقا خواهد بود

گر دل را برضای تو بصد پاره کنند

دل ما بر سر تسلیم ورضا خواهد بود

دل ما ملک تو آمد، بکرم خوش دارش

مالک الملک تویی، ملک ترا خواهد بود

قاسمی، غیر خدا دل نتوان داد بکس

هر کجا هست خدا هست و خدا خواهد بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۸تا جهاندار، جهاندار جهان خواهد بود
  2. شمارهٔ ۳۲۹هرکجا می گذرد دوست، فغان خواهد بود
  3. شمارهٔ ۳۳۰بعد ازین دلبر ما عربده جو خواهد بود
  4. شمارهٔ ۳۳۱گر با تو دمی محرم اسرار توان بود
  5. شمارهٔ ۳۳۲صاحب قلاده اهل نزاع و غلو بود
  6. شمارهٔ ۳۳۳چون حسن دلاویز تو در جلوه گری بود
  7. شمارهٔ ۳۳۴گاهی درون پرده عزت نهان شود
  8. شمارهٔ ۳۳۵از افق مکرمت صبح سعادت دمید
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.