پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۴

گاهی درون پرده عزت نهان شود

گاهی هزار پرده بدرد،عیان شود

گاهی درون پرده جهانی بهم زند

گاهی برون پرده جهان در جهان شود

گه در طریق عزت امان زمین بود

گاهی درون پرده امام زمان شود

گاهی امین مدرسه و خانقه بود

گاهی امیر کوچه دردی کشان بود

گاهی غمش برای دلم ارغنون زند

گاهی بحسن و لطف گل ارغوان شود

او بی نشان و جمله عالم نشان اوست

گه در نشان نماید و گه بی نشان شود

گر پرسدم که قاسم مسکین ما کجاست؟

رویم ازین شرف چو مه آسمان شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۶تعینات جهان در میان بیم و امید
  2. شمارهٔ ۳۳۷دل ما باده طلب کرد و شرابش برسید
  3. شمارهٔ ۳۳۸صبح ازل ز مشرق انوار بردمید
  4. شمارهٔ ۳۳۹منم و چشم رمد دیده و نور خورشید
  5. شمارهٔ ۳۴۰نعم الفقیه، حال مدرس کجا رسید؟
  6. شمارهٔ ۳۴۱«یحبهم » ز چه رو گشت آن مراد مرید؟
  7. شمارهٔ ۳۴۲طریق توبه و تقوی شکستم تا چه پیش آید؟
  8. شمارهٔ ۳۴۳بانگ مستان خرابات فنا می آید
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.