پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۲

طریق توبه و تقوی شکستم تا چه پیش آید؟

میان مجلس رندان نشستم تا چه پیش آید؟

میان زاهدان محبوس بودم روزکی چندی

بحمدالله ازان زندان بجستم تا چه پیش آید؟

کنون در مجلس رندان برای کاسه‌ای دُردی

هزاران شیشه تقوی شکستم تا چه پیش آید؟

مرا گویی که: این تقوی حجاب راه تست، اما

ز قید توبه و تقوی برستم تا چه پیش آید؟

شرابی داده‌ای ما را، عجب پرشور و پرغوغا

کنون مخمور ازان جام الستم تا چه پیش آید؟

مثال ماه اندر سی، هلال‌آسا شدم آخر

کنون چون حوت سرگردان نشستم تا چه پیش آید؟

طریق توبه و تقوی شکستم بارها، قاسم

به پیری این نمی‌آید ز دستم تا چه پیش آید؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۴بوی سنبل ز دم باد صبا می آید
  2. شمارهٔ ۳۴۵بوی عشق از نفس باد صبا می آید
  3. شمارهٔ ۳۴۶از خم صفا جام می ناب بیارید
  4. شمارهٔ ۳۴۷از خم صفا باده چون قند بیارید
  5. شمارهٔ ۳۴۸خانه ما روضه شد،چون مقدم رضوان رسید
  6. شمارهٔ ۳۴۹درد مرا نوبت درمان رسید
  7. شمارهٔ ۳۵۰موسی بکوه طور بنور عیان رسید
  8. شمارهٔ ۳۵۱دل ز داروخانه دردت دوا دارد امید
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.