پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۵

بوی عشق از نفس باد صبا می آید

شادمانم که ازو بوی ولا می آید

باد از کوی تو می آید و ما خوشوقتیم

غم و اندوه گذشتست و صفا می آید

باد می آید و بر بوی تو جان می بخشد

راحت جان من رند گدا می آید

دل هر کس طرفی دارد و میل و هوسی

دل ما مست لقا، راه فنا می آید

یوسف از دیده یعقوب بناگه گم شد

ناله از جان و دلش وا اسفا می آید

نیست هشیار کسی، جمله یاران مستند

کز در میکده گلبانک صلا می آید

قاسمی، دور مشو، زانکه ز نزدیک و ز دور

همه جا نعره مستان خدا می آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۷از خم صفا باده چون قند بیارید
  2. شمارهٔ ۳۴۸خانه ما روضه شد،چون مقدم رضوان رسید
  3. شمارهٔ ۳۴۹درد مرا نوبت درمان رسید
  4. شمارهٔ ۳۵۰موسی بکوه طور بنور عیان رسید
  5. شمارهٔ ۳۵۱دل ز داروخانه دردت دوا دارد امید
  6. شمارهٔ ۳۵۲هر کرا جرعه می داد بسر گردانید
  7. شمارهٔ ۳۵۳صفیر مرغ جان اسرار گوید
  8. شمارهٔ ۳۵۴دلم از قصه هجران چه گوید؟
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.