پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۹

درد مرا نوبت درمان رسید

کار من از عشق بسامان رسید

شکر خدا راست که از لطف او

یوسف گم گشته بکنعان رسید

دیو از این عرصه کناری گرفت

کوکبه فر سلیمان رسید

این دل من در طلبش راست رفت

راست بسر چشمه حیوان رسید

درد سری داد فراق حبیب

عاقبة الامر بپایان رسید

بر دلم از غصه هجران او

محنت و اندوه فراوان رسید

قاسمی از غصه فرعون رست

شاد بمان، موسی و عمران رسید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۱دل ز داروخانه دردت دوا دارد امید
  2. شمارهٔ ۳۵۲هر کرا جرعه می داد بسر گردانید
  3. شمارهٔ ۳۵۳صفیر مرغ جان اسرار گوید
  4. شمارهٔ ۳۵۴دلم از قصه هجران چه گوید؟
  5. شمارهٔ ۳۵۵در پس آیینه چیست باز نمایید
  6. شمارهٔ ۳۵۶با ما سخن از خرقه و سجاده مگویید
  7. شمارهٔ ۳۵۷از باده گلگون قدری هست بگویید
  8. شمارهٔ ۳۵۸از پیر مغان گر خبری هست بگویید
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.