پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۶

با ما سخن از خرقه و سجاده مگویید

از ما بجز از شیوه مستانه مجویید

در کعبه بهر چار جهت رو بهم آرند

در دایره وحدت حق روی برویید

گر خاصه عشقید بجز عشق مدانید

گر عاشق یارید بجز یار مگویید

یک منزل دیگر زلب جوی بدریاست

در لجه دریا طرف جوی مجویید

گر عاشق یارید درین کو بخرامید

گر گلبن عشقید درین روضه برویید

از کس مهراسید که در حفظ خدایید

خود را بشناسید، که زیبا و نکویید

بیرون ز شما نیست، اگر صورت و معنیست

زنهار که از جانب بیهوده مپویید

قاسم، ره تقلید خیالست و محالست

در باغ جهان گلبن تقلید مبویید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۸از پیر مغان گر خبری هست بگویید
  2. شمارهٔ ۳۵۹در مجلس ما جز سخن یار مگویید
  3. شمارهٔ ۳۶۰گدایی می کنم زان یار دلبر
  4. شمارهٔ ۳۶۱هله! ای دوست بیا باده بخور، غصه مخور
  5. شمارهٔ ۳۶۲اول ثبوت عرش، پس آنگه جلوس یار
  6. شمارهٔ ۳۶۳ای جان جهان، ساقی جان، رطل گران دار
  7. شمارهٔ ۳۶۴بیا، بیا، که غریبیم و عاشقیم و نزار
  8. شمارهٔ ۳۶۵جام جمست این دل بیچاره، گوش دار
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.