پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۵

در پس آیینه چیست باز نمایید

در رخ آیینه رو بروی شمایید

در پس آیینه حکمتست و معانی

در رخ آیینه در مقام لقایید

گر طربی هست در حمایت عشقید

ور طلبی هست در امان خدایید

یار درین مجلسست چونکه بدیدید

زنگ ز آیینه های دل بزدایید

چونکه بلا نفی غیر یار نگردید

در ظلمات حجاب از چه بلایید؟

بانگ زند ابر در بساط بساتین :

کای گل و ریحان شما ز اصل زمایید

در بن دیوار همچو سایه میفتید

بر سر گردون چو آفتاب بر آیید

مدحت عشاق این که بیش ز بیشید

در خود زهاد این که کم ز کم آیید

قاسمی از وصل یار لذت جان یافت

در طلب آیید، هر که اهل صفایید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۷از باده گلگون قدری هست بگویید
  2. شمارهٔ ۳۵۸از پیر مغان گر خبری هست بگویید
  3. شمارهٔ ۳۵۹در مجلس ما جز سخن یار مگویید
  4. شمارهٔ ۳۶۰گدایی می کنم زان یار دلبر
  5. شمارهٔ ۳۶۱هله! ای دوست بیا باده بخور، غصه مخور
  6. شمارهٔ ۳۶۲اول ثبوت عرش، پس آنگه جلوس یار
  7. شمارهٔ ۳۶۳ای جان جهان، ساقی جان، رطل گران دار
  8. شمارهٔ ۳۶۴بیا، بیا، که غریبیم و عاشقیم و نزار
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.