پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۹

در مجلس ما جز سخن یار مگویید

با حضرت آن یار ز اغیار مگویید

در قلزم توحید همه غرق فنایند

از جوشش آن قلزم زخار مگویید

در دار و مدارید، ندانم که چه دارید؟

اسرار خدا جز بسر دار مگویید

در چرخ صفا، رقص کنان، مست خدایید

از گردش این گنبد دوار مگویید

گر رند خراباتی و قلاش طریقید

از واقعه جبه و دستار مگویید

این خانه عشقست و درو قصه پنهان

هان! این سخن خانه ببازار مگویید

از قاعده کعبه و بت خانه گذشتیم

با ما سخن از خرقه و زنار مگویید

سر گشته و آشفته و مستیم و معربد

این بی ادبی ها بر آن یار مگویید

قاسم، سخن عشق بهر جا که شنیدید

اقرار بیارید و ز انکار مگویید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۱هله! ای دوست بیا باده بخور، غصه مخور
  2. شمارهٔ ۳۶۲اول ثبوت عرش، پس آنگه جلوس یار
  3. شمارهٔ ۳۶۳ای جان جهان، ساقی جان، رطل گران دار
  4. شمارهٔ ۳۶۴بیا، بیا، که غریبیم و عاشقیم و نزار
  5. شمارهٔ ۳۶۵جام جمست این دل بیچاره، گوش دار
  6. شمارهٔ ۳۶۶در داستان عشق تفصی نمود یار
  7. شمارهٔ ۳۶۷درد سری میدهد زحمت رنج خمار
  8. شمارهٔ ۳۶۸رو خرقه گرو کن، دل و دلدار بدست آر
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.