پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۶

از خم صفا جام می ناب بیارید

گر شمع ندارید بمهتاب بیارید

محراب دل و جان رخ آن ماه حجازیست

روی دل و جان جانب محراب بیارید

آن زلف پریشان همه آیات نکوییست

هر جا که حدیثیست درین باب بیارید

ماتشنه لبانیم درین بادیه عشق

آخر خبری زان گل سیراب بیارید

هر کس که شود درد مرا موجب درمان

فی الجمله،اگر شیخ،اگر شاب بیارید

از بهر دوا جام صفایی بمن آرید

تأخیر روانیست،با شتاب بیارید

قاسم،می توحید حیوة دل و جانست

جامی دو سه دیگر ز می ناب بیارید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۸خانه ما روضه شد،چون مقدم رضوان رسید
  2. شمارهٔ ۳۴۹درد مرا نوبت درمان رسید
  3. شمارهٔ ۳۵۰موسی بکوه طور بنور عیان رسید
  4. شمارهٔ ۳۵۱دل ز داروخانه دردت دوا دارد امید
  5. شمارهٔ ۳۵۲هر کرا جرعه می داد بسر گردانید
  6. شمارهٔ ۳۵۳صفیر مرغ جان اسرار گوید
  7. شمارهٔ ۳۵۴دلم از قصه هجران چه گوید؟
  8. شمارهٔ ۳۵۵در پس آیینه چیست باز نمایید
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.