پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۶

تعینات جهان در میان بیم و امید

ز آسمان بزمین وز ذره تا خورشید

همه بر غبت خود در جهان کون فساد

کمال خود طلبد از خدای خود جاوید

کمال خاک نبات وکمال او حیوان

کمال حیوان انسان،که اوست اصل نوید

کمال انسان باشد بلوغ حضرت حق

که اوست اصل مرادات و مخلص امید

به قول قاسمی ار باز دانی این معنی

گذشت قصر جلالت ز قیصر و جمشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۸صبح ازل ز مشرق انوار بردمید
  2. شمارهٔ ۳۳۹منم و چشم رمد دیده و نور خورشید
  3. شمارهٔ ۳۴۰نعم الفقیه، حال مدرس کجا رسید؟
  4. شمارهٔ ۳۴۱«یحبهم » ز چه رو گشت آن مراد مرید؟
  5. شمارهٔ ۳۴۲طریق توبه و تقوی شکستم تا چه پیش آید؟
  6. شمارهٔ ۳۴۳بانگ مستان خرابات فنا می آید
  7. شمارهٔ ۳۴۴بوی سنبل ز دم باد صبا می آید
  8. شمارهٔ ۳۴۵بوی عشق از نفس باد صبا می آید
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.