پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۷

مقام ما بسر کوی یار خواهد بود

که بر بهشت برین اختیار خواهد بود

بهر کجا که نشینم دمی، ز فرقت تو

زخون دیده و دل لاله زار خواهد بود

دلم زدست شد، ای دوست، دستگیری کن

که در هوای تو زار و نزار خواهد بود

مرا بهیچ کس امید نیست در دو جهان

ولی بلطف تو امیدوار خواهد بود

بداراگر برسی، خوش سلیم باش و مپرس

چه جای دار؟ که دارالعیار خواهد بود

ترا که منکر عشقی و عاشقان، شک نیست

که جایگاه تو دارالبوار خواهد بود

بیا و قاسم، از ین ملکت جهان بگذر

که دار ملک جهان بی مدار خواهد بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۹هرکجا می گذرد دوست، فغان خواهد بود
  2. شمارهٔ ۳۳۰بعد ازین دلبر ما عربده جو خواهد بود
  3. شمارهٔ ۳۳۱گر با تو دمی محرم اسرار توان بود
  4. شمارهٔ ۳۳۲صاحب قلاده اهل نزاع و غلو بود
  5. شمارهٔ ۳۳۳چون حسن دلاویز تو در جلوه گری بود
  6. شمارهٔ ۳۳۴گاهی درون پرده عزت نهان شود
  7. شمارهٔ ۳۳۵از افق مکرمت صبح سعادت دمید
  8. شمارهٔ ۳۳۶تعینات جهان در میان بیم و امید
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.