پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۰

بعد ازین دلبر ما عربده جو خواهد بود

همه از همه رو، روی بدو خواهد بود

در قیامت که ز جانها همه برهان طلبند

حجت جان من آن روی نکو خواهد بود

چه کند خاطر من؟ صبر و تحمل دارد

تا ترا جور و جفا عادت و خو خواهد بود

تو ازین توبه شکن صورت تقوی مطلب

صورت توبه ما سنگ و سبو خواهد بود

اول و آخر جانها همه او آمد و بس

اول او بود و بآخر همه او خواهد بود

سر «احببت فاعرف » چو شنیدی خوش باش

که میان تو و او یک سر مو خواهد بود

پیش قاسم سخن روی و ریا ممکن نیست

هر چه باشد سخن روی برو خواهد بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۲صاحب قلاده اهل نزاع و غلو بود
  2. شمارهٔ ۳۳۳چون حسن دلاویز تو در جلوه گری بود
  3. شمارهٔ ۳۳۴گاهی درون پرده عزت نهان شود
  4. شمارهٔ ۳۳۵از افق مکرمت صبح سعادت دمید
  5. شمارهٔ ۳۳۶تعینات جهان در میان بیم و امید
  6. شمارهٔ ۳۳۷دل ما باده طلب کرد و شرابش برسید
  7. شمارهٔ ۳۳۸صبح ازل ز مشرق انوار بردمید
  8. شمارهٔ ۳۳۹منم و چشم رمد دیده و نور خورشید
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.