پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۴

این عشق و مودت اثر لطف خدا بود

وین جمله عنایت نه باندازه ما بود

جوری، که ز تو بر دل غمدیده ما رفت

بر شکل بلا بود ولی عین عطا بود

از روز ازل عاشق و شوریده و مستیم

این نیز هم از سابقه لط ف شما بود

در حال «اناالحق » زد و شد بر سر آن دار

منصور که سر حلقه مستان خدا بود

هر یک دو سه گامی بدویدند و برفتند

گر مست خدا بود و گر مرد هوا بود

هر قصه، که بینید درین راه خطرناک

زنهار مپرسید که: چونست و چرا بود؟

دایم دل قاسم بکرمهای تو شاد است

شان تو همیشه کرم و صدق و صفا بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۶روی زیبای تو چون شمع صفا خواهد بود
  2. شمارهٔ ۳۲۷مقام ما بسر کوی یار خواهد بود
  3. شمارهٔ ۳۲۸تا جهاندار، جهاندار جهان خواهد بود
  4. شمارهٔ ۳۲۹هرکجا می گذرد دوست، فغان خواهد بود
  5. شمارهٔ ۳۳۰بعد ازین دلبر ما عربده جو خواهد بود
  6. شمارهٔ ۳۳۱گر با تو دمی محرم اسرار توان بود
  7. شمارهٔ ۳۳۲صاحب قلاده اهل نزاع و غلو بود
  8. شمارهٔ ۳۳۳چون حسن دلاویز تو در جلوه گری بود
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.