پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۹

«علم القرآن » ز «الرحمن » چه بود؟

یعنی انسان بود قابل در وجود

مخلص ایجاد و مرآت کمال

روبه انسان دارد این سودا و سود

از ازل بر سر نیاید تا ابد

همچوانسان گوهری از بحر جود

گر ز غفلت راه باطل میروند

رو بحق دارند ترسا و جهود

چنگ می گوید:«اغثنی یا کریم »

عود می گوید:«اعنی یا ودود»

مدتی کز حق نبود آگاه دل

«لم یزل انا سجدنا للقرود»

منت ایزد را که وارستم ز غیب

قاسمی محوست در عین شهود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۱فرو ریختی باز در جام جود
  2. شمارهٔ ۳۲۲کسی که شیوه حکمت گرفت گوی ربود
  3. شمارهٔ ۳۲۳«یحبه و یحبونم » چنین فرمود:
  4. شمارهٔ ۳۲۴این عشق و مودت اثر لطف خدا بود
  5. شمارهٔ ۳۲۵گیسوی تو هر چند کمندی زبلا بود
  6. شمارهٔ ۳۲۶روی زیبای تو چون شمع صفا خواهد بود
  7. شمارهٔ ۳۲۷مقام ما بسر کوی یار خواهد بود
  8. شمارهٔ ۳۲۸تا جهاندار، جهاندار جهان خواهد بود
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.