پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۲

کسی که شیوه حکمت گرفت گوی ربود

به حکمتست حکایت،نه کار سعی و جهود

برسم مردم عاقل زبان نگه می دار

که غافلان حسودند و منکران جحود

ز پیر دهقان بشنو،که نیک می گوید:

کسی که تخم نکو کاشت تخم بد ندرود

جهانیان به جهان آب خضر می جویند

و لیک قسمت آن کس شود که روزی بود

مرا که بودن و نابود هر دو یکسانست

چه حاصلست ز افسانهای کور و کبود؟

ز چه روی لطف دلم را بخود پناهی ده

بجاه و حرمت رندان عاقبت محمود

هزار جان و دل قاسمی فدای تو باد

که آفتاب یقینی و شاهد و مشهود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۴این عشق و مودت اثر لطف خدا بود
  2. شمارهٔ ۳۲۵گیسوی تو هر چند کمندی زبلا بود
  3. شمارهٔ ۳۲۶روی زیبای تو چون شمع صفا خواهد بود
  4. شمارهٔ ۳۲۷مقام ما بسر کوی یار خواهد بود
  5. شمارهٔ ۳۲۸تا جهاندار، جهاندار جهان خواهد بود
  6. شمارهٔ ۳۲۹هرکجا می گذرد دوست، فغان خواهد بود
  7. شمارهٔ ۳۳۰بعد ازین دلبر ما عربده جو خواهد بود
  8. شمارهٔ ۳۳۱گر با تو دمی محرم اسرار توان بود
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.