پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۹

بیمن دولت محبوب عاقبت محمود

در فسانه ببست و سر قرابه گشود

شراب ناب خداوند ذوالجلال کریم

هزار عقل ربود و هزار جان افزود

حدیث نو بشنو،جلوه های نو می بین

چو مدبران مرو اندر جهان کور و کبود

قدیدخواره مشو،گر قدید خوار شوی

زیان کنی و کسی را زیان ندارد سود

بیا بمجلس مستان،ببین چه حالاتست؟

زهی سماع اغانی!زهی شراب و دود!

پیاله گفت بساقی:من از صراحی به

که او رهین حجابست و من قرین شهود

نشان راه طلب انکسار و مسکینیست

بپیش جمله ذرات،در رکوع و سجود

هزار جان و دل قاسمی فدای تو باد

که کان بخت بلندی و طالع مسعود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۱دل آینه صورت و معنیست عجب بود
  2. شمارهٔ ۳۱۲رنگ رز خواست که خمی کند از کور و کبود
  3. شمارهٔ ۳۱۳ز سوز و شوق تو از جان و دل بر آمد دود
  4. شمارهٔ ۳۱۴زلفت شب قدرست،زهی سایه ممدود!
  5. شمارهٔ ۳۱۵ساقیا،نور صبح روی نمود
  6. شمارهٔ ۳۱۶سرمایه سعادت ما در دیار بود
  7. شمارهٔ ۳۱۷صدبار فکر کردم و صد راه آزمود
  8. شمارهٔ ۳۱۸عشقش بخاک بردم و گفتم که: یا ودود
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.