پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۵

یار ببازار کاینات برآمد

نعره هیهات از جهات برآمد

صبح وصالش دمید در همه جایی

هر طرفی بانگ الصلات برآمد

جمله ذرات گشت زنده جاوید

آب که از چشمه حیات بر آمد

زلف خوشش سایه کرد،طلعت خورشید

نعره ز کفار سومنات برآمد

نفس تنزل ببین،که عین ترقیست

ماه یقین از تنزلات برآمد

لمعه نور قدیم تافت ز کیوان

جمله مرادات محدثات برآمد

یک نظری کرد دوست جانب امکان

شان مفصل ز مجملات بر آمد

معنی این نکته چیست؟گر بشناسی

ذات بوصف تعینات بر آمد

شیوه شیرین او چو دید بیک بار

قاسمی از صبر و از ثبات بر آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۷چون ماه من از مشرق انوار بر آمد
  2. شمارهٔ ۲۸۸چون ماه نو از مشرق انوار برآمد
  3. شمارهٔ ۲۸۹دلدار من از خانه ببازار برآمد
  4. شمارهٔ ۲۹۰دمید صبح سعادت،که یار باز آمد
  5. شمارهٔ ۲۹۱ازکف ساقی جان باده چو در جام آمد
  6. شمارهٔ ۲۹۲آخر،ای شوخ جهان،عشوه گری با ما چند؟
  7. شمارهٔ ۲۹۳در هوایت عاشقان مستمند
  8. شمارهٔ ۲۹۴چنانکه چشم تو در غمزه دلبری داند
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.