پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۳

بسیار سعی کردم و بسیار اجتهاد

عشقست هر چه هست،دگر هرچه هست باد

یک ذره بوی عشق بهر جا که باد برد

مؤمن ز دین برآمد و صوفی زاعتقاد

چندین هزار نور نبوت، که آمدند

کمتر در آمدند ز خلقان درین رشاد

یک لمعه نور عشق اگر جلوه گر شدی

ذرات کون «اشهد» گفتی بصد وداد

ای جان و دل،بجان نظری کن ز روی لطف

بی تو نه خواب دارم و نه صبر ونه سداد

ای عشق دل فروز، که جان را حمایتی

از جورتست این همه فریادودادداد

قاسم، طریق عشق چنینست جاودان

از دلبران جفا و ز دلدار انقیاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۵دریغ باشد ازین چار سوی کون و فساد
  2. شمارهٔ ۲۲۶سفر گزیدم ازین آستان کون و فساد
  3. شمارهٔ ۲۲۷ما همه شیداییان بودیم و مستان وداد
  4. شمارهٔ ۲۲۸هزار شکر که سلطان عشق جان را داد
  5. شمارهٔ ۲۲۹بنده پیر مغانیم، که جاویدان باد
  6. شمارهٔ ۲۳۰حدم آن کس زند که بادم داد
  7. شمارهٔ ۲۳۱ساقیم باده داد و بادم داد
  8. شمارهٔ ۲۳۲نگین سلیمان بدیوان که داد؟
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.