پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۷

ای پرتو جمال الهی،چه گویمت؟

ای فیض فضل نامتناهی،چه گویمت؟

خواهم زلطف وجود توشکری کنم ادا

آن هم زلطف تست،الهی،چه گویمت؟

گر کاینات خصم شوند،از کسی چه باک؟

ای جان ودل،توپشت وپناهی چه گویمت؟

وصف تو بر صحیفه دلها نوشته اند

بالاتر از سفید و سیاهی چه گویمت؟

حیران شدست جان و دل عاشقان ترا

نشناخته کسی بکماهی،چه گویمت؟

گاهی بغمزه ای ره صد کاروان زنی

گه مرشد طریقت و راهی،چه گویمت؟

جان خواستی ز قاسم بیچاره،ای صنم

جانها گدای تست و تو شاهی، چه گویمت؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۹من و معشوق و جام ناب صباح
  2. شمارهٔ ۲۲۰عشق تو مرا از هر دو جهان ساخت مجرد
  3. شمارهٔ ۲۲۱ای دل و جان گرامی به تمنای تو شاد
  4. شمارهٔ ۲۲۲بسودای تو خوش حالیم و دلشاد
  5. شمارهٔ ۲۲۳بسیار سعی کردم و بسیار اجتهاد
  6. شمارهٔ ۲۲۴جام در پای صراحی سر نهاد
  7. شمارهٔ ۲۲۵دریغ باشد ازین چار سوی کون و فساد
  8. شمارهٔ ۲۲۶سفر گزیدم ازین آستان کون و فساد
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.