پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۵

دردم ز اشتیاق تو ز اندازه در گذشت

از پا در اوفتادم و آبم ز سر گذشت

هر دل، که با وفای تو رفت از جهان برون

جان بخش و مشکبو چو نسیم سحر گذشت

بر طور عشق روی تو هر کس که بار یافت

موسی صفت ز عرصه طور بشر گذشت

در کوی عاشقی، که دو عالم طفیل اوست

آن کس قدم نهاد که از فکر سر گذشت

از لذت حیات جهان بهره ور نشد

هر دل که از حقیقت خود بیخبر گذشت

یا رب، چه شکرها که ندارند عاشقان؟

از لطف یار ما، که ز شیر و شکر گذشت

بر خاک آستان تو جان را نثار کرد

قاسم بحضرت تو ازین مختصر گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۷ناگهان در تاخت عشقت، ملک جان یغما گرفت
  2. شمارهٔ ۲۰۸ذکر جمیل یار جهان را فرو گرفت
  3. شمارهٔ ۲۰۹هرگز هوای وصل تو از جان ما نرفت
  4. شمارهٔ ۲۱۰جان ببوی وصل یار از کعبه تا بتخانه رفت
  5. شمارهٔ ۲۱۱دیدمش دوش که سرمست و خرامان می‌رفت
  6. شمارهٔ ۲۱۲اسرار تو با خاطر هشیار توان گفت
  7. شمارهٔ ۲۱۳با عشق ز تسبیح و مصلا نتوان گفت
  8. شمارهٔ ۲۱۴در حسن و جمالی که تو داری چه توان گفت؟
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.