پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۵

هرکه را نفی فراوان شد و اثباتی نیست

گرچه بیناست، ولی صاحب مرآتی نیست

پای در راه بعزت نه و تحقیق بدان :

قدمی نیست درین راه که آفاتی نیست

سعی سودی نکند، جهد بجائی نرسد

اگر از جانب محبوب مراعاتی نیست

سید ملک وجودست بنی نوع بشر

همچو انسان بجهان سید و ساداتی نیست

موسیا، طور معانی بحقیقت عشقست

که در آن طور ترا حاجت میقاتی نیست

هیچ شب نیست که از درد تو مشتاقان را

بر سر کوی غمت هی هی و هیهاتی نیست

غرق دریای حیاتم، بخدا خوش حالم

که مرا صورت تسبیح و عباداتی نیست

هرچه مخمور شدم ساقی جان جامم داد

خالی از شیوه تنبیه و کراماتی نیست

قاسمی، خرقه و تسبیح ندارد سودی

گر ترا در دل و جان سوز و مناجاتی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۷در صومعه و دیر مغان هیچ سری نیست
  2. شمارهٔ ۱۹۸ز بحر عشق تو هر قطره ای چو دریاییست
  3. شمارهٔ ۱۹۹چراغ مرد معنی آشناییست
  4. شمارهٔ ۲۰۰هرکجا در دو جهان عاشق روشن راییست
  5. شمارهٔ ۲۰۱مرا با روی تو پیوسته روییست
  6. شمارهٔ ۲۰۲باغبانا، به جهان تخم نکو باید کاشت
  7. شمارهٔ ۲۰۳باز شوری بمحلت زد، ازین کو بگذشت
  8. شمارهٔ ۲۰۴در شرح آن جمال بیان‌ها ز حد گذشت
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.