پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۲

چو رویت تازه گل در بوستان نیست

چو مویت سنبلی بر ارغوان نیست

بدار آیینه بر رو، تا به بینی

که چون روی تو رویی در جهان نیست

بزیبایی نظر کن، تا به بینی

که زیبایی تو در بحر و کان نیست

چو رویت آفتاب عالم افروز

طلب کردیم، در کون و مکان نیست

مشو خوشدل بآزار دل من

که آزار از طریق دوستان نیست

تو شاه جان مایی، در حقیقت

چو تو شاهی میان انس و جان نیست

میان رهروان راه، قاسم

بغیر از عشق چیزی در میان نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۴خلق گویند که: در عشق بلیاتی نیست
  2. شمارهٔ ۱۹۵هرکه را نفی فراوان شد و اثباتی نیست
  3. شمارهٔ ۱۹۶از یار سفر کرده کسی را خبری نیست
  4. شمارهٔ ۱۹۷در صومعه و دیر مغان هیچ سری نیست
  5. شمارهٔ ۱۹۸ز بحر عشق تو هر قطره ای چو دریاییست
  6. شمارهٔ ۱۹۹چراغ مرد معنی آشناییست
  7. شمارهٔ ۲۰۰هرکجا در دو جهان عاشق روشن راییست
  8. شمارهٔ ۲۰۱مرا با روی تو پیوسته روییست
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.