پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۱

بجز وصلت حیات جاودان نیست

چو مویت سنبلی در بوستان نیست

میان خانقه بسیار جستم

بجز ذکر تو درد صوفیان نیست

نشان اینست: کاندر راه عرفان

خطا گفتن نشان راستان نیست

چه مستیها که دارد زاهد ما؟

چه حاصل؟ چون ز جنس سرخوشان نیست

جعل سرگین پرست و روسیاهست

بجز دزدی میان کاروان نیست

پناه خود بعشق آور، که چون عشق

رسولی در میان امتان نیست

چو خورشید جمالت جلوه گر شد

از آن دم قاسمی را فکر جان نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۳بپیش مردم نادیده این سخن شینیست
  2. شمارهٔ ۱۹۴خلق گویند که: در عشق بلیاتی نیست
  3. شمارهٔ ۱۹۵هرکه را نفی فراوان شد و اثباتی نیست
  4. شمارهٔ ۱۹۶از یار سفر کرده کسی را خبری نیست
  5. شمارهٔ ۱۹۷در صومعه و دیر مغان هیچ سری نیست
  6. شمارهٔ ۱۹۸ز بحر عشق تو هر قطره ای چو دریاییست
  7. شمارهٔ ۱۹۹چراغ مرد معنی آشناییست
  8. شمارهٔ ۲۰۰هرکجا در دو جهان عاشق روشن راییست
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.