پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۸

بی جام عشق عیش دل ما تمام نیست

فوزالنجات ما بجهان غیر جام نیست

نادیده ذوق لذت مستی و عاشقی

بر عاشقان ملامت رسم کرام نیست

جور حبیب و طعن رقیب و جفای خلق

ما را بگو کزین همه محنت کدام نیست؟

با آنکه مفلسیم و گدا، بس فراغتیم

از دولتی، که عاقبتش مستدام نیست

هرگز بجان جان نرسد هر دلی، که او

در میکده مجاور بیت الحرام نیست

بد نام باش و اهل ملامت، که در طریق

بدنام هرکسی که نشد نیک نام نیست

بر باد پای عشق سوارست قاسمی

تندست و توسنست، ولی بد لگام نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۰از دولت دیدار تو دل را غم جان نیست
  2. شمارهٔ ۱۹۱بجز وصلت حیات جاودان نیست
  3. شمارهٔ ۱۹۲چو رویت تازه گل در بوستان نیست
  4. شمارهٔ ۱۹۳بپیش مردم نادیده این سخن شینیست
  5. شمارهٔ ۱۹۴خلق گویند که: در عشق بلیاتی نیست
  6. شمارهٔ ۱۹۵هرکه را نفی فراوان شد و اثباتی نیست
  7. شمارهٔ ۱۹۶از یار سفر کرده کسی را خبری نیست
  8. شمارهٔ ۱۹۷در صومعه و دیر مغان هیچ سری نیست
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.