پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۷

شکی نماند که جز دوست در جهان کس نیست

معینست که پیدا و در نهان کس نیست

هزار بار گواهی دهند ملک و ملک

که غیر دوست درین عرض کن فکان کس نیست

بغیر دلبر ما، کآفتاب اعیانست

دگر بهر دو جهان مخفی و عیان کس نیست

اگر ز راه خدا اندکی خبر داری

معینست که جز دوست در میان کس نیست

بدیدهای عیان دیده است دیده دل

که غیر دوست درین ملک جاودان کس نیست

مسافران طریقت، که راه حق رفتند

نشان دهند که جز ذات بی نشان کس نیست

جهانیان همه دانسته اند و قاسم هم

که غیر یار گرامی درین جهان کس نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۹پیر ما جامیست، اما در خور این جام نیست
  2. شمارهٔ ۱۹۰از دولت دیدار تو دل را غم جان نیست
  3. شمارهٔ ۱۹۱بجز وصلت حیات جاودان نیست
  4. شمارهٔ ۱۹۲چو رویت تازه گل در بوستان نیست
  5. شمارهٔ ۱۹۳بپیش مردم نادیده این سخن شینیست
  6. شمارهٔ ۱۹۴خلق گویند که: در عشق بلیاتی نیست
  7. شمارهٔ ۱۹۵هرکه را نفی فراوان شد و اثباتی نیست
  8. شمارهٔ ۱۹۶از یار سفر کرده کسی را خبری نیست
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.