پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۸

ای دوست، حکایت نهان چیست؟

فی الجمله حدیث عاشقان چیست؟

گر نیست قیامت آشکارا

این فتنه و شور در جهان چیست؟

گر وقت رحیل نیست، برگوی

کین بانگ و خروش کاروان چیست؟

گر نیست سخاوتی ز سلطان

این جمله متاع رایگان چیست؟

گر سوز تو نیست در صوامع

این شور و نفیر صوفیان چیست؟

گر باده نمی خورند در کوی

پس حاصل امر کون فکان چیست؟

گر فصل بهار اعتدالست

پس سردی باد این خزان چیست؟

چون جمله درین مقام جمعیم

این تفرقه شک و گمان چیست؟

قاسم زر ناب گشت و صافی

فی الجمله حدیث امتحان چیست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۰بخون آغشته ام، درمان من چیست؟
  2. شمارهٔ ۱۷۱آنکه دل بر دست و دارد قصد جان پیداست کیست
  3. شمارهٔ ۱۷۲عاشق روی ترا خرقه و زنار یکیست
  4. شمارهٔ ۱۷۳پیوسته دلم در غم آن یار گرامیست
  5. شمارهٔ ۱۷۴میان مجلس رندان حدیث فردا نیست
  6. شمارهٔ ۱۷۵بیا، بیا، که مرا با تو نسبت جا نیست
  7. شمارهٔ ۱۷۶حلقه بر در مزن، که بارت نیست
  8. شمارهٔ ۱۷۷حلقه بر در مزن، که راهت نیست
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.